نقشه راه کارشناسان برای تابآوری اجتماعی

یادداشت مهمان، زهرا ابوالحسنی دانشآموخته دکتری سیاستگذاری علم و فناوری در امتداد پویش جانفدا در حوزه اقتصاد، اظهار کرد: الان مهمترین و اولویتدارترین حوزه، بحث اقتصاد است. چه به معنای کلیاش که سالها قبل از جنگ هم رهبر انقلاب هدفگذاری را روی جهش تولید و اقتصاد گذاشته بودند و چه الان که در شرایط جنگی، عرصه اقتصادی خیلی کلیدی است تا بتوانیم تابآوری و مقاومت داشته باشیم و جنگ را ادامه بدهیم.
وی افزود: از طرفی سالها دغدغه ما ایجاد حرکت عمومی در اقتصاد بوده؛ هم بهعنوان یک هدف کلی و فراتر از یک وضعیت استثنایی و اقتضای تاریخی، و هم الان که در موقعیت جنگی قرار داریم. پس اگر من باشم، میگویم قطعاً باید این ظرفیت ویژه را وارد اقتصاد کرد؛ آن هم اقتصاد به معنای عامش. از جاهایی که کموکاستی داریم و مردم میتوانند کمک کنند، مثل بحث بنزین، برق و موارد دیگر. یعنی از صرفهجویی که یک بخش کوچک ماجراست، تا ایدههایی که میتواند به کاهش ناترازیها کمک کند. مثلاً الان بحث پنلهای خورشیدی مطرح است که مردم خودشان نصب کنند و وارد حل این مشکل شوند؛ یعنی خود مردم در مسائلی که کشور از نظر اقتصادی با چالش مواجه است، مشارکت کنند.
ابوالحسنی اضافه کرد: از آن طرف، بحث تأمین مالی هم خیلی کلیدی است. ممکن است زیرساختهایی فراهم شود که مردم، غیر از کمکهای خیریه، در بازسازی زیرساختها مشارکت کنند؛ از مدارس و بیمارستانها گرفته تا فولاد و کارخانهها، آن هم به شکلهای مختلف؛ از کمککردن تا مشارکت اقتصادی و موارد دیگر. یا این که میتوان با سازوکارهایی به بنگاههای کوچک و متوسطی که آسیب دیدهاند کمک کرد. این بنگاهها شناسایی شوند و بعد مردم از طریق خریدکردن به آنها متصل شوند و حمایتشان کنند. حتی ممکن است بتوان با بعضی سازوکارها به آنها وام داد یا در تأمین مالیشان کمک کرد. نهادهایی مثل برکت که میدانند کدام بنگاهها آسیب دیدهاند، میتوانند این اطلاعات را در پلتفرمهایی جمع کنند تا مشخص شود همانطور که از افراد آسیبدیده حمایت میشود، از بنگاههای آسیبدیده هم حمایت میشود. مثلاً مردم از آنها خرید کنند یا سازوکارهای تأمین مالی و خریدهای انبوهتر شکل بگیرد تا تولید دوباره راه بیفتد. اصل ماجرا این است که الان باید به شکلهای مختلف از ظرفیت مردم برای اقتصاد، تولید، تأمین مالی و جبران کمبودهای اساسی کشور استفاده کرد.
وی خاطرنشان کرد: در موضوعات کلان اقتصادی، یکی از پرسشهای مهم این است که چگونه میتوان مردم را در حل مسائل کشور درگیر و همراه کرد. به نظر میرسد این موضوع نیازمند تأمل و طراحی دقیقتری است، اما دستکم دو محور اصلی در این زمینه به ذهن میرسد. نخست، موضوع «صرفهجویی مؤثر» است؛ محور دوم، اصلاح الگوی مصرف. بطور کلی به نظر میرسد باید از ظرفیتهای مردمی و اجتماعی برای فرهنگسازی استفاده شود؛ البته بهگونهای جذاب، اثرگذار و مبتنی بر ارائه راهکارهای عملی. مردم باید بدانند دقیقاً چه اقداماتی میتوانند انجام دهند و این اقدامات چه تأثیری در حل مسائل کشور خواهد داشت.
در ادامه، محسن بدره عضو هیئتعلمی دانشگاه الزهرا(س) تصریح کرد: فکر میکنم مهمترین استفادهای که میشود از این ظرفیت کرد، حتی در همین شرایط جنگی، استفاده از این ظرفیت برای اقتصاد است. ما در وضعیتی هستیم که به هر حال نیاز به انسجام اجتماعی داریم و همه کسانی که میتوانند کمکی بکنند، مشکلی را حل کنند، آرامشی ایجاد کنند، یک مسئله اجتماعی را مرتفع کنند یا یک ابتکار فرهنگی به خرج بدهند، مخصوصاً در زمینه معیشت مردم که به نظرم الان اهمیتش کمتر از میدان جنگ نیست، باید مورد توجه قرار بگیرند. به نظرم در این فضا باید روی اینها سرمایهگذاری کنیم.
منظورم از اقتصاد، کلیت اقتصاد بود؛ یعنی نحوه مدیریت کلان اقتصادی مملکت. یک بخشش بحث مدیریت مصرف در این شرایط خاص است. این افراد باید پیشگام رعایت مصرف باشند؛ هم خودشان صرفهجویانه رفتار کنند و هم از باب توصیه به دیگران و ترویج مصرف درست، عمل کنند.
وی گفت: مدل دیگر این است که ما چند مقولۀ کمکرسانی و یاریگری را مشخص کنیم و یک «منوی امداد» پیشنهاد بدهیم. مثلاً یک نفر میتواند وام قرضالحسنه بدهد، یک نفر میتواند وسایل دستدوم منزلش را که خودش استفاده نمیکند ولی مشکل کسی را حل میکند، به دیگری امانت بدهد یا اهدا کند. خلاصه اینکه میشود از ظرفیتهای معطل آدمها استفاده کرد. یکی دیگر از گزینههای این «منوی امداد»، ارائۀ خدمات است. افراد با تخصصی که دارند، رایگان یا با قیمت مناسب به کسانی که نیاز دارند، خدمات میدهند. مثلاً کسی مشاور یا پزشک است و تخصص درمانی دارد؛ میتواند بعضی افراد خاص را رایگان یا با تخفیف بیشتر درمان کند یا خدمات بدهد. بخش دیگر این است که اگر کسی بتواند برای فرد دیگری زمینۀ اشتغال ایجاد کند، اشتغالزایی کند.
نرگس تاجیک رئیس مرکز مطالعات راهبردی هاتف همچنین بیان کرد: الان مهمترین حوزه، حوزه اقتصادی است. حضرت آقا نزدیک به ده سال است که محور شعار سال را روی تولید قرار میدهند. مهمترین مسئلهای که میتواند ما را از هژمونی غرب نجات بدهد، بحث خودکفایی و استقلال است. این خودکفایی و استقلال، ارتباط مستقیمی با تولید دارد. همین استقلال است که امروز باعث شده کشور ما بتواند روی مسائل مهم منطقهای اثرگذار باشد. در حالی که بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس بهدلیل نداشتن استقلال، کاملاً وابسته به حمایت آمریکا هستند. اگر بتوانیم از طریق تولید این استقلال را تقویت کنیم و تا جای ممکن نیاز کشور را به کشورهای غربی کاهش بدهیم، واقعاً میتوانیم موفق شویم. بنابراین، بهترین حوزه برای استفاده از این ظرفیت مردمی، بحث تولید و اقتصاد است. همانطور که در «جهاد سازندگی» هم از ظرفیت مردم برای خودکفایی استفاده شد، امروز هم میتوان از همین ظرفیت مردمی در مسیر تولید و استقلال اقتصادی استفاده کرد.
وی ادامه داد: باید ابتدا نیازهای اقتصادی کشور را شناسایی کنیم و بعد از خود مردم هم درباره این نیازها سؤال کنیم. سپس مردم را برای رفع همین نیازها سازماندهی کنیم. مثلاً یکی از نگرانیهای مهم کشور، مسئله برق و آسیبپذیری زیرساختهاست. میشود به سمت ایجاد نیروگاههای محلی رفت، البته با مشارکت خود مردم یا اگر در حوزهای کمبود کالا وجود دارد، میتوان گروههای مردمی را که توانایی و انگیزه دارند، دور هم جمع کرد و همافزا کرد تا آن نیاز مشخص برطرف شود.
در ادامه صابر جعفری عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: یکی اینکه «میتواند بشود» هست و یکی اینکه «باید بشود» هست. ما الان واقعاً داریم میبینیم که اجتماعات خیابانی یک ظرفیت حماسی به وجود آوردهاند و یک غلیان جمعیِ خیلی قابلاعتنا شکل گرفته است. ولی اگر این تبدیل به یک نیروی مولد نشود و مشخصاً امتداد اقتصادی پیدا نکند، به مشکل برمیخوریم؛ چون داریم بخشی از زندگی روزمره مردم را به این موضوع اختصاص میدهیم. یعنی حکومت انتظار دارد که مردم، به واسطه تفهیم بخشی از زندگی روزمره خودشان، مشارکت کنند. اگر این مسئله امتداد اقتصادی نداشته باشد، دچار مشکل میشویم. لذا باید به این فکر کنیم که از این ظرفیت بهعنوان یک نیروی اجتماعی مولد برای راهاندازی تولید ملی استفاده کنیم.
وی تصریح کرد: اگر پویش جانفدا با یک پرسشنامه خیلی دقیقتر، کسانی را که در این پویش ثبتنام کردهاند از حیث اقتصادی پیگیری کند، یعنی ظرفیتهای اقتصادی اینها بهصورت تفصیلی شناسایی شود، آنوقت میشود از نیروی عقلانیت حکمرانی و دولت استفاده کرد تا بتوانند از ظرفیتهایی که احیاناً جایی معطل ماندهاند و میشود آنها را به نیروی تولیدی تبدیل کرد، استفاده کنند. دولت بزرگترین استفادهای که میتواند بکند و بهواقع بزرگترین مسئولیتی که در قبال چنین سرمایه اجتماعیِ آفریدهشده در شرایط جنگی دارد، همین است.
سید پویان حسینی دانش آموخته مدیریت رسانه نیز در ادامه اظهار کرد: حوزه اصلی، به نظر من «مقاومت اجتماعی»، «پایداری اجتماعی» و «تابآوری اجتماعی» است. البته واژه دقیقتر و ایدئولوژیکتر آن میشود مقاومت اجتماعی. ما چه در شرایط نهجنگ و نهصلح باشیم، چه در شرایط جنگ گسترده و چه در شرایط جنگ زیرساختی، در هر صورت با فشارهای اقتصادی و اجتماعی مواجه خواهیم بود. اگر محاصره ادامه پیدا کند، زیرساختها آسیب ببینند یا تحریمها شدیدتر شوند، طبیعی است که فشار اقتصادی و به تبع آن فشار اجتماعی افزایش پیدا میکند. بنابراین باید سطح تابآوری و مقاومت اجتماعی در کشور بالا برود. این مسئله دو بُعد دارد؛ یک بُعد گفتمانی که نیازمند تبیین است و یک بُعد رفتاری که باید برای آن الگوی عملی ساخته شود. یعنی مثلاً صاحبخانه متوجه شود که امسال باید اجاره را کمتر افزایش دهد، یا کسی که خرید میکند به جای کیسه پلاستیکی از کیسه پارچهای استفاده کند، یا در موضوع کاهش مصرف سوخت و مسائل مشابه، رفتارهای جدید شکل بگیرد. اینها باید تبدیل به الگوهای رفتاری شوند و مردم در همین چارچوب وارد میدان شوند. برای این کار میتوان پویشی به راه انداخت که در آن هر شهروند، به عشق ایران، از بخشی از منفعت شخصی خود به نفع مصالح ملی بگذرد، همانطور که دیگری از جانش میگذرد. تداوم این حرکت نیازمند ارتباط مستمر با افراد و پیامرسانی هدفمند است؛ آنگاه مقاومت اجتماعی از شعار به عمل بدل میشود.
میثم یاوری دانش آموخته دکتری سیاست گذاری فرهنگی بیان کرد: اولویت اصلی برای بهکارگیری ظرفیت پویش «جانفدا»، حوزه اقتصاد و بهویژه تولید است؛ مشارکت مردمی باید از صرف حضور نمادین یا صرفهجویی فراتر رفته و به تقویت تولید و خوداتکایی کشور منجر شود. با توجه به همین شعار سال و بحث اقتصاد مقاومتی، باید بیشتر به سمت فعالیتهای ایجابی برویم. بهجای تمرکز صرف بر کاهش مصرف، پویش باید مردم را به مشارکت در تولید برق، مواد غذایی و سایر نیازهای راهبردی کشور سوق دهد تا احساس نقشآفرینی واقعی در شرایط ملی ایجاد شود . ناظر به ظرفیت «جانفدا» باید پویشهایی شکل بگیرد که به مردم حس شرایط جنگی بدهد؛ یعنی افراد احساس کنند واقعاً در حال کمک به کشور هستند. کسی که میگوید حاضر است جانش را برای کشور بگذارد، باید احساس کند در میدان عمل هم وارد شده است. به همین دلیل فکر میکنم رویکردها باید بیشتر تهاجمی و تولیدمحور باشد. الان باید تمرکز روی تولید باشد؛ تولید برق، تولید مواد غذایی و هر چیزی که در شرایط جنگی مورد نیاز کشور است. به جای اینکه فقط بگوییم «کمتر مصرف کن»، باید بگوییم «بیا تولید کن».
وی افزود: اگر گفته میشود برق نداریم، باید به سمت تولید برق برویم. اگر مشکل آب داریم، باید برای تقویت منابع آبی کار کنیم. اگر درباره غذا نگرانی وجود دارد، باید تولید مواد غذایی را تقویت کنیم. به نظر من، جانفدا باید این رویکرد را دنبال کند که این ذهنیت را از بین ببرد که ما نمیتوانیم نیازهای خودمان را تولید کنیم. صرفهجویی لازم است، اما فرع ماجراست؛ اصل، حرکت به سمت تولید است.اقدام عملی پیشنهادی، ایجاد شبکهای از کارگاهها و هستههای تولیدی کوچک در سطح محلات است که بتوانند بهصورت گسترده و ملی در حل مسائل اقتصادی و تأمین نیازهای کشور مشارکت کنند. الان مسئله ناترازی برق بسیار مهم است و درباره آن هم کار کارشناسی انجام شده و نمونههایی وجود دارد. بعد از آن، موضوع تولید مواد غذایی اهمیت دارد. اینها حوزههایی هستند که مردم میتوانند در آن مشارکت واقعی داشته باشند. مثلاً کارگاههای کوچک محلی شکل بگیرد؛ کارگاههایی کوچک در مقیاس محله، اما گسترده در سطح کشور. یعنی در هر محله یا منطقه، گروههایی وارد تولید یا حل یک مسئله مشخص شوند و بعد این الگو در سطح ملی گسترش پیدا کند. این نوع فعالیتها باعث میشود مردم درگیر کار شوند و مشارکت واقعی داشته باشند.برای عملیاتیسازی این رویکرد، لازم است ابتدا ایدههای کارشناسی مطرح و نمونهسازی شوند، سپس از طریق سامانهها و سازوکارهای مشارکتی، امکان حضور گسترده مردم فراهم شود.
منبع: خبرگزاری مهر